آري آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نيندشم كه همين دوست داشتن زيباست
كاش يكي مي فهميد در پس اشكي كه ميريزم چه پنهان كرده ام كاش يكي مرا مي فهميد كاش .... گل غمگين منو نذار تو زير بارون شايد نباشه سقفي شايد نباشه چتري اين گل سرخ تنها يه روز ز شاخه افتاد يه تيغي از يه كاكتوس رو تن اون زخم گذاشت كسي مرهم نذاشتش جاي مرهم رو زخمش سنگ نمك گذاشتش حالا تو مهربون باش براش يه هم زبون باش به جاي كشتن اون جشن تولدش باش پ.ن: اين شعر خطاب به همسفر پ.ن ۲: يه روز خواهم رفت به جهاني كه كسي هست كه مرا بفهمد كه كسي هست كه ارزويم را درك كند يه روز خواهم رفت ........ان روز زياد دور نيست فرشته ها خاكستر مرگ روي سقف خانه مي ريزند پنجره ها خموش اند باد زوزه نمي كشد پاييز است اما برگي از درخت نمي ريزد ماهي هاي قرمز حوض خانه در دام گربه وحشي همسايه گرفتار شده اند كسي كمك نمي كند ماهي ها نااميدند حتي ديگر صداي تيك تاك ساعت پدربزرگ در گوش كسي نوسان ندارد عقربه ها خسته شدند ايستاده اند نااميدي باغچه خانه را بيل مي زند ميخواهد درخت غم بكارد بهار در راه است ؟ ۴ماه ديگر!!!!!!!! اما چرا حالا درخت مي كارد؟ صدايي آمد؟؟؟؟!!!!!!! هق هق گريه هاي دختركي.............. دخترك براي فانوسي اشك ميريزد كه خاموش است .......... دخترك ناله براي خانه اي سر داده است كه در غبار غم گم شده است ديگر رنگي نيست دخترك گريه كن ديگر رنگي نيست RAHA گوشه اتاق...... يه دختر كه زانوهاشو بغل كرده و سرش گذاشته رو زانو هاش ............ يه صدا؟؟؟؟؟!!!!!!! هق هق گريه بود چرا؟؟؟؟؟؟ نميدونم ........ سرش اورد بالا توي چشماش خط غم ديدم .........واي نه باورم نميشه انگار صورتش اصلا لبخند حس نكرده چقدر من نامردم؟؟؟؟؟؟!!!!!1 گريه اوج گرفت...... تنهاش گذاشتم مثل همه مثل تمام دوستاش مثل... اما وقت رفتن يادم رفت بگم من همون غمم كه دارم ميرم!!!!!!!!!!!!!!!!! صدا اومد...........صداي پا ........... آره داره دره اتاق ميزنه ............ - كيه؟ - باز كن منم!!! - شما؟؟؟ - خوش بختي؟؟؟!!! - برو اشتباه اومدي من باهات غريبه ام - نه اين بار فرق ميكنه درو باز كن - نمي خوام برو - پس خودم ميام اخه كليد دارم در باز ميشود ........ در با صداي آزار دهنده اي روي پاشنه ميچرخد و قامت بلند مرد چارچوب در دربرميگيرد دختر بلند ميشه و ميگويد: - برو بيرون نميخوام صداي فرياد و دست هايي كه بالا ميرود و بعد از ان دست هاي قوي مردانه اي كه دست هاي كوچك دخترك را قفل ميكند دخترك نفس زنان خسته از مقاومت بي فايده خويش در اغوش مرد مي افتد گريه ميكند گريه - پس كجا بودي تا حالا چرا اينقدر دير اومدي سوختم توي اين مدت صداي اروم مرد همراه با نفس هاي گرمش گوش دخترك را نوازش ميدهد - اروم باش درسته دير شد اما بالاخره اومدم حالا ديگه خوشبختت ميكنم دستات بده به من دخترك مثل يه ماهي لغزنده اروم در اغوش مرد فرو مي رود و مرد با بوسه هاي اتشين خود به او اطمينان ميدهد كه پناهگاه امني برايش خواهد بود مرد زمزمه كنان ميگويد : - ميدونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش اما گل من اجازه ميدي نيلوفر زندگيت باشم و دورت بپيچم ؟؟؟؟ دخترك در حالي كه به چشمان مست عشق مرد مي نگرد در پاسخ ميگويد : - دوستت دارم همسفر خسته تر از هر روز در خانه را باز كرد و داخل شد با يه صداي بغض آلود سلامي داد بعد يه راست به اتاقش رفت دلش ميخواست در و ديوار اتاق را در هم بكوبد با عصبانيت كيفش را به گوشه اي پرتاب كرد درونش غوغايي برپا بود سه روز بود منتظر شنيدن صداش بود اما افسوس كه اون حتي يه لحظه به فكرش هم نبود دريغ از يه پيام كوتاه ................غم تو چشماي مخمليش موج مي زد به سختي بغضي كه توي گلوش بود فرو داد سرش بالا اورد چشمش افتاد به قاب خاتم كاري شده روي ميز دنيا روي سرش اوار شد تمام خاطراتش جلوي چشماش رژه ميرفت .......يه صدايي توي گوشش نوسان داشت .........ديدي اونم تنهات ميذاره ..............با شدت هر چه تمام تر قاب عكس به زمين كوبيد قاب از هم جدا شد و شكست عكس روي زمين افتاد .......لحظه اي درنگ كرد...........با سرعت زيادي به سمت عكس حمله ور شد عكس با هر چي خرده شيشه بود به لبهاش نزديك كرد و بوسيد ........جاي لب هاي خونيش گوشه ي عكس باقي موند عكس از دستش افتاد برعكس روي زمين .........لحظه اي در خود فرو رفت .....خدايا چه جوري اروم بشم ......بايد يه قرص بخورم تا هيچي نفهمم تا شايد روزها بهتر بگذره.......واي خدا دارم نابود ميشم ............نگاهش روي عكس ثابت شد اون چي بود ايا درست ميديد واي باورم نميشه پشت عكس با خط خوش نوشته شده بود ........ ميدوني چرا هميشه من بدهكار تو ميشم .........تقديم به عشق ابدي من ...........شرمنده از افكاري كه داشت خودكار برداشت با همون خط هميشگي نوشت ارام بخش ترين قرص دنيا عاشقتم .....شرمنده ام ....شرمنده ام تكيه اش زده بود به ديوار و نااميدانه به رو به رو خيره شده بود به يه نقطه نامعلوم توي چشماش غم رژه ميرفت و دستاش نا توان بود كوله بارش زياد سنگين نبود يه دل شكسته با يه دنيا نااميدي .......خسته بود خسته از نگاه ترحم اميز مردم خسته از نارفيقان خسته از تنهايي و بي كسي ........ ناله كنان و با صدايي كه حتي به گوش خودشم اشنا نبود گفت خدايا پس تو كجايي چرا خودت بهم نشون نميدي ميخوام حست كنم يه جوري بيا پيشم كه بفهمم منم بنده ي تو هستم .........قطره هاي اشك اروم از روي گونه اش سر خوردند افتادند جلوي پاش .....كولش برداشت و به راهش ادامه داد به يه راه نامعلوم............ رسيد به يه نقطه نقطه اي كه نميدونست شروع زندگيشه رسيد به يه كلمه كلمه اي كه حتي نميدونست چي هست ...........تو افكار خودش غوطه ور بود كه يه دفعه يه پروانه نشست روي شونه اش چندباري ردش كرد اما يهو يه صدايي از درونش بهش گفت اهاي حواست كجاست مگه نميخواستي خدا بهت كمك كنه خوب اين كمك قبول كن ديگه .............. خدا..............كمك.........پروانه..........پرواز ...........من...........تنهايي.......پيله.........؟؟؟؟؟؟؟ روزها و ماهها گذشت يه روز در اوج فكر به يه چيز رسيد به چيزي كه خيلي ساده بود اما بهش فكر نميكرد اون بايد مثل كرم پيله تنهاييشو مي شكست بعد بال پروازش باز ميكرد و اوج مي گرفت و مثل يه پروانه زيبا ميشد ........... اره خودش بود همين بود پيله تنهايي كه داشت پس فقط بال پرواز نداشت بال پروازش عشق بود تا بتونه به كمك اون رها بشه بله رها شد وقتي كه پروانه خدا روي شونه اش نشست ............ دوستان بعد از مدتها يعني بعد از دوسال به كمك يك دوست دوباره شروع به نوشتن كردم اين متن از خودمه حتما نظر بديد ممنون ميشم اي تو هستي اين دل شكسته من ناي نفس هاي خسته من چشمهاي در خون نشسته من اي جان يه روز گل ميكنه غنچه رويا اگه پا بذاري رو فرش چشما مي شينه رو سرم سايه دستات مي پيچه تو تنم عطر نفسهات خدا كي ميرسه لحظه ديدار دل از خواب قفس كي مي شه بيدار ********** رها *********** پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است پشت سر هر انچه كه دوستش داري و تو براي اينكه معشوقت را از دست ندهي بهتر است بالاتر را نگاه نكني زيرا ممكن است چشمت به خدا بيفتد و او انقدر بزرگ است كه هر چيز پيش او كوچك جلوه ميكند پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است اگر عشقت ساده است و كوچك و معمولي اگر عشقت گذراست و تفنن و تفريح خدا چندان كاري بهت نداره اجازه ميدهد كه عاشقي كني تماشايت ميكند و ميگذراد كه شادمان باشي اما هرچه كه در عشق ثابت قدم تر شدي خدا با تو سخت گير تر مي شود هر قدر كه در عاشقي عميق تر شوي و پاك بازتر و هر اندازه كه عشقت ناب تر شود و زيباتر بيشتر بايد از خدا بترسي زيرا خدا از عشق هاي پاك و عميق و ناب و زيبا نمي گذرد مگر انكه ان را به نام خودش تمام كند تو عاشق مي شوي و خدا غيورتر پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است و هرگامي كه تو در عشق برميداري خدا هم گامي در غيرت برميدارد و ان گاه كه گمان ميكني معشوق چه دست يافتني است و وصل چه ممكن و عشق چه اسان خداوند وارد كار ميشود و خيالت را در هم ميريزد و معشوقت را در هم مي كوبد معشوقت هركس كه باشد و هرجا كه باشد و هر قدر كه باشد خدا هرگز نميگذارد ميان تو و او چيزي فاصله بيندازد معشوقت ميشكند و تو نااميد مي شوي و نميداني كه نااميدي زيباترين نتيجه عشق است نااميدي از اينجا و انجا نااميدي از اين كس و ان كس نااميدي از اين چيز و ان چيز تو نااميد مي شوي و گمان ميكني كه عشق بيهوده ترين كارهاست و براني كه شكست خورده اي و خيال ميكني كه ان همه شور ان همه ذوق و ان همه عشق را تلف كرده اي اما خوب كه نگاه ميكني ميبيني حتي قطره اي از عشقت هم هدر نرفته خدا همه را جمع كرده و همه را براي خويش برداشته و به حساب خود گذاشته است خدا به تو ميگويد : مگر نميدانستي پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است ؟ تو براي من بودي كه اين همه راه را امده اي و براي من بودي كه اين همه رنج برده اي و براي من بودي كه اين همه عشق ورزيدي پس به پاس اين قلبت را روحت را و دنيايت را وسعت مي بخشم و از بي نيازي نصيبي به تو ميدهم و اين ثروتي است كه هيچ كس ندارد تا به تو ارزاني اش دهد ***پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است*** گرچه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست نميدونم از دست كي گله كنم فقط ميدونم دلم خيلي شكسته ........... ارامش عجيبي دارم .............سكوت ..........تنهايي ...........برام قابل هضم نيست فقط دو تا جمله نوشتم زدم به ديوار اتاق خواب كه بيشتر از جمله هاي ديگه بهم ارامش ميده نميدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!! كشتي امن است و ناخدا ماهر اين تويي كه در دلت اشوب است حتي يك ماهي مرده هم ميتواند در مسير يك رودخانه حركت كند اين دوتا جمله خيلي بهم ارامش ميده ارامشي و اطميناني كه دنبالش بودم البته بايد از يه نفر تشكر كنم هموني كه اين دوتا جمله رو بهم گفت همين جا ازت تشكر ميكنم و بهت ميگم به خاطر داشتن دوستي مثل تو خوشحالم ازت ممنونم خداوند روز اول زمين را آفريد روز دوم دريا را روز سوم صدا را روز چهارم خورسيد را روز پنجم حيوانات را روز ششم انسان را بعد انديشيد كه چه چيز را نيافريده است و در آخر روز هفتم تو را براي من افريد ********به نام آنكه آفريد مرا براي خوشبختي من تو را********* راز من ... عشق من..... از چشم ترم زود مرو... صد جانم به فدایت ز برم زود مرو نکنم شکوه که دیر آمدی در بر من لااقل دیر آمدی به سرم زود مرو بنشین یک دم واز چشم ترم زودمرو ای شکسته تو شکستی مویه کردی .... گریه کردی ... از ته دل غصه خوردی . من با هاتم . خاک پاتم . تو صداتم تو صداتم من رفیق گریه هاتم عشق در تو... شور در تو.. بی تو من جایی ندارم... بی تو فردایی ندارم من باهاتم ... مثله بارون تو چشاتم مثله غصه تو صداتم... چون پرنده در هواتم عشق در تو شور در تو بی تو من هیچم
ناشناس ------------------------------------------------------------------------------------------------------------ غم و درد است و تب تنهايي ... نا اميدي .. عشق .. شب بيداري ... امشب همچو ابر پر بارانم .. اين چنين است همين حال بدم .. --------------------------------------------------------------------- قيمت عشق را ندانم زين پس .. که همه عشق ميان قلب است ... چون تو گفتي به من از قيمت دل ... گشت دستم به قلم .. همچون مي .. ------------------------------------------------------------------ خدايا به فريادم برس .........
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




| Design By : Night Skin |

.com">

